به نام او که فرمود:
"ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون"
در زمین عشقی نیست که زمینت نزند، آسمان را دریاب!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن
به نام خدا
می فرماید:
حب الدنیا، راس کل خطیئه
دوست داشتن هر چیز ما سوی الله، دل آدمی را مشغول می دارد و دلی که جای غیر باشد جای خدا نیست. که خود فرمود : ما جعل الله لرجل في قلبه جوفين
ما برای هیچ کسی دو دل! برای دوست داشتن قرار ندادیم.
معادله ظاهرا ساده ایست یا تنها! او را دوست داری یاتنها او را دوست نمی داری!
یعنی اگر اینطور نباشد، مشرکیم! و این بیماری مزمن اگر علنی هم نباشد اما به شرک خفی مبتلاییم و یک روز ما را از پای در خواهد آورد.
اما اگر خانه دل، خالی شد! منزل جانان می شود و دل می شود عرش الهی!
خانه خالی کن دلا تا منزل جانان شوی!
و چقدر حیف است عرش رحمانی جایگاه شهوات شیطانی یا غرایز حیوانی گردد که فرموده اند:
لا تجعلوا بطونکم مقابر الحیوانات
و محبت غیر او وقتی سبب خیر است که در طول محبت حضرت حق قرار گیرد!
به پدر برای خدا خدمت کنیم،
به مادر به خاطر خدا عشق بورزیم
به همــــسر
به فـــرزندان
به کـــــشور
به حیـوانات
به...
که دوستشان داریم به خاطر اینکه: " همه عالم از اوست"
سخت محتاج دعاییم که دل از غیر بپردازیم و به او و تنها به او دل بسپاریم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیح:
این مطلب را برای همتبار نوشته بودم! چند روز پیش که به خاطر سبزهای لجنی در این خانه برویمان بسته بود!
ــــــــــــــــــــ
تکمله:
این ها را در جواب دوستانی که ایراداتی به نظرات حقیر داشتند عرض کردم:
"به نام خدا
درود بر شما
به گمانم حدیث قدسی باشد که حضرت حق فرمود:
یا احمد! اجعل همّک همّا واحدا
( ای احمد! هم و غمت را یکی گردان)
عرایض حقیر در نفی دنیاپرستی و مذمت اهالی دنیاست!در نهی از آروزهای دراز و غفلت و بدمستی در دنیاست. نه اینکه بخواهم دنیا را بد بدانم که دنیا هم مخلوقی است از خلایق بیشمار حضرت ازل، و نعمتی است که هر روز از آن متنعیم.
دنیا گذرگاه آخرت است و باید تا می شود توشه اندوخت! و این همه خوبی دنیاست، لذا ارزش دنیاغیری است و نه ذاتی!
چون مرکبی است که برای رسیدن به مقصد سرمدی باید بر آن سوار شد اما ماندن و دلبستن به این مرکب، چقدر دلگزاست.
همین است که حضرت امیر(ع) می فرمایند:
ان من احب عبادالله الیه عبدا اعانه الله علی نفسه و.... و تخلی من الهموم الا هما واحدا انفرد به
( ای بندگان خدا! همانا از محبتوترین بندگان نزد خداوند، بنده است که خداوند او را علیه نفس خویش کمک نموده... و از تمام دل مشغولی ها و اندیشه های تهی شده، جز یک هم و غم که تنها بدان مشغول گردیده است، فارغ ساخته است)
و دنیا مسجد احباالله است و نه دارالسرور او!
که دنیا سجن المومن است! و راستی راحتی در زندان چگونه است؟
و دوست داشتن ها غل و زنجیر پرواز آدمی میشه! و خواستن چاه راه آدمی
اما اگر همین دوست داشتن و خواستن و.. هدفگذاری بشه اونها باله پرواز میشن!
نظر حقیر اینه"
والسلام
از نور ماهانت، شوال روشن شد، اما هنوز جهاني چشم انتظار طلوع خورشيدست!!!

این ماه اگر روزه هم نبودیم امابرای تو دهان بستیم که
ازروزه دارانت باشیم !
اگر خوب هم نبودیم، اما حداقل سعيمان را كرديم، تا شبيه
خوبانت شويم!
بيشتر از اين نتوانستيم، نشد، از پس نفسمان بر نيامديم!
شياطين
در غل و زنجير بودند! با نفس چه ميكرديم؟
خدايا رمضان رفت و آدم نشديم!
به
خوبانت قسم خوبمان كن!
و خوب نگه مان بدار!
انشاءالله
خدايا!
يك رمضان ديگر هم رفت
و ما بي هيچ
تغيير،همانيم كه بود
خدايا آن ماه را آخرين رمضان ما قرار مده
خدايا! شياطين
ازاد مي شوند و به جانمان مي افتدند
به عصمت اولياءت قسم كه مارا و ذخيره هاي ما
را مصون بدار
رمضان 87 - تبریز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن
به نام خدا
سلام عليكم
آخه مگه ميشه به رفتن اين ماه رضايت داد! ماهي كه
سراسر رحمت بود و مغفرت، ماهي كه حتي تك تك نفسهات رو هم به كرمش، عبادت حساب مي
كرد...
هرچند فقير جاهلي چون من فرسنگ ها از فهم كرم اون كريم دانا دوره، و حتي ذره اي هم استفاده از اين خوان گسترده نتونسته ببره، اما حداقل شاد بوديم كه . . .
خدايا!
اين ماه گذشت و نه قدر ِروز آن را دانستم و نه شبِ قدر آنرا
خدايا درگاهت براي استجابت باز بود و من جز خواب و غفلت چيزي نداشتم.
و چه ميهمان كم زحمتي بود رمضان، ماه سوزاندن گناهانت! و چه بد ميزباناني بوديم!
خدايا شكرت كه يك ماه - هرچند كم و ناچيز - توفيق بندگيمان دادي و امروز بايد روزي را كه عيدش قرار دادي گرامي بداريم.
شكرت خدايا! شكرت
الحمدلله! شکرلله!
ملکی که پریشان شد از شومی شیطان شد
باز آن سلیمان شد تا
باد چنین بادا
شب رفت صبوح آمد غم رفت فتوح آمد
خورشید درخشان
شد تا باد چنین بادا
از دولت محزونان وز همت مجنونان
آن سلسله جنبان شد
تا باد چنین بادا
عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد
عیدانه فراوان
شد تا باد چنین بادا
خاموش که سرمستم بربست کسی دستم
اندیشه
پریشان شد تا باد چنین بادا
یامجیر!

به طبیبان بگو دعا کنند مرا!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن
یا غیاث المستغیثین!
*. اِلـهى ظَلِّلْ عَلى ذُنُوبى غَمامَ رَحْمَتِکَ، وَاَرْسِلْ عَلى عُيُوبى سَحابَ رَاْفَتِکَ
خدای خوب من!
بدی ها و گناهانم را در سایه رحمتت بپوشان؛ و بر زشتی هایم باران مهربانیت ببار
اِلـهى هَلْ يَرْجِعُ الْعَبْدُ الاْبِقُ اِلاَّ اِلى مَوْلاهُ
سرور و آقای من!
مگر بنده فرارى، جز درگاه اربابش جای دیگری هم دارد؟
اَمْ هَلْ يُجيرُهُ مِنْ سَخَطِهِ اَحَدٌ سِواهُ
يا اصلا مگر جز خود رحیمش، وجودی هست که بتواند بنده را از خشمش امان دهد؟
.
.
.
اِلهى اِنْ کانَ النَّدَمُ عَلَى الذَّنْبِ تَوْبَةً، فَاِنّى وَعِزَّتِکَ مِنَ النّادِمينَ
خدای بخشنده ام!
اگر پشيمانى بر معصیت، را توبه به حساب آورند، به عزتت سوگند! والله! که پشیمانم و شرمنده، و شرمنده ام و پشیمان، و پشیمانم و...
وَاِنْ کانَ الاِْسْتِغْفارُمِنَ الْخَطيـئَةِ حِطَّةً، فَاِنّى لَکَ مِنَ الْمُسْتَغْفِرينَ
و اگر استغفار و تمنای آمرزش از حضرتت، خطا و زشتی ام را پاک! می کند، باور کن که من از استغفار کنندگانم
( مناجات التابعین؛ سید العابدین، زینت العارفین، امام الساجدین ( علیه السلام))
**.
گویند کریم است و گنه می بخشد گیرم که ببخشد، ز خجالت چه کنم؟
***. الهی! دورم، دورترم مپسند!
به نام او که
"نعم المولی و نعم النصیر" است

الهی!
چون کودکی که همه زندگیش مادر اوست!
و در همه سختی ها، گرسنگی ها، اذیت ها و .... به او متوسل می شود
و وقتی از چیزی ترسید به آغوشش پناه می برد. . .!
من هم به تو پناه آورده ام!
به او که از مادر بسیار بسیار مهربانتر است!
او که نزدیک است حتی از رگ گردن به من، یا نزدیکتر میان قلبم و خودم!
الهی!
به تو پناه آوردم از شرّ شیطانی که هر لحظه و هر جا در کمین است
به آغوش تو می گریزم از دست پر مهابت نفسم، که لحظه ای آرام و قرار ندارد
الهی!
به تو پناه می برم از این دو پلید!
که نفسم آتش به پا می کند و شیطانی که لحظه به لحظه بر آن می دمد!
تا خرمن عبودیتم را بسوزاند؛ تا مرا به خاک سیاه بنشاند؛ تا مرا چون خودش از تو دور کند
که بدبخت شوم، که بدی هایم جاذب عذاب و دوزخت باشند
که سخت تر و سوزاننده تر از همه این ها، قهر و بی مهریت است و اینکه در روزی که جز تو مفرّ و پناهی نیست، تو از من روی برگردانی و مرا نخواهی!
الهی!
مادر فرزندش بد هم که باشد
او را تنبه می کند اما او را برای همیشه از خود نمی راند
پرورش دهنده من!
بدم! و عذابت بر من واجب! اما مبادا از خودت برانیم! مبادا! مبادا!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن
به نام خدا
*. " تمام توکل بچه به مادرش هست، در هر حالی چه جلب نفع و چه دفع ضرر!
گرسنه می شود، زمین می خورد، بچه ای او را می خواهد بزند... تمام توجهش به مادرش است، مادر را صدا می زند، و حالش هم همین است نه اینکه فقط مادر مادر ورد زبانش باشد."
استعاذه - شهید آیت الله دستغیب(ره)
حضرت آیت الله، تو این کتاب که از اسمش مشخصه! یکی از ابوابی که برای فرار از شیطان باز کردن! توکل هست که به سه دسته تقسیم کردن:
توکلی که آدمی خدا رو مثل وکیلش بدونه! و هرچی وکیل آدمی بگه قبول می کنه!
توکلی که مثل مادر به خدا اعتماد داره و بهش اطمینان
توکلی که مثل میّتی هست در دستان غسال! که هیچ اراده ای در برابرش از خودش نداره!
دعا کنید حداقل خدا را به خدایی و حکیمی قبول داشتیه باشیم!
**. این رباعی مولوی را ترم اول که بودم بارها خواندم!
اما انگار چاشنی شعر، تاخیری بوده و تازه تازه دارد عمل می کند:
یارب! تو مرا به نفس طناز مده با هرچه به جز توست مرا ساز مده
من درتوگریزان شدم ازفتنه خویش یارب تو مرا بــه آن من بـــاز مده
***. شنیده ام که آغوش گرم و پر محبتی دارد!
دعا می کنید همیشه در آغوشش باشیم!
یا فقط دستمان را بگیرد تا دور نشویم!
یا اصلا فقط بالای سرمان باشد که ....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ما بعد التحریر:
او که همیشه بالای سر ماست...
او که همیشه دستمان راگرفته است
ما که همیشه در آغوش لطف و عطایش بوده ایم!
دعا کنید ما از آغوشش دل نکنیم!
دستمان را از دستش جدا نکینم!
و بدانیم که همیشه بالای سر ما وجود باوجودی هست که همه چیز و همه عکس از اوست! و به خاطر اوست و به سوی اوست.
(اشتباه معرفتی که در تحریر پی نوشت وجود داشت به این وسیله تصحیح می شود!
چقدر بوی منیت می دهد این پی نوشت اخیر! خدایا مرا ببخش به خاطر بدهایم)
نام خدای بدان و بدکاران
او ! که بخشنده ترین بخشایندگان است
او! که فریاد رس ناله کنندگان و ماندگان است
به نام خداوند بخشنده مهربان! او که الله است! و رحمن و رحیم
يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (زمر ۵۳)
بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید!
از رحمت خداوند نومید نشوید
که خدا همه گناهان را می آمرزد
زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.
لیلة القدری اگر از لیلة القبر بیرون بیایی!
تو ليلة القدري، بدان! در صورتي كه از ليلة القبري بيرون بيايي!
همه بزرگان به ما گفتند:
اگر از ليلة القبري به درآمدي، ليلة القدر ميشوي!
اينكه در درونش گورستان فتنه هاست، گورستان غيبت هاست، گورستان آمال و آرزوهاست، شكمش هم گورستان حرام هاست؛ اين «ليلة القبر» است، نه ليلة القدر!

به نام او که
آدمی را عفیف دوست میدارد

زیانکاران که جنس جان فروشند!
چنین جنسی عجب ارزان فروشند
دعایمان کنید
ارزان فروش نباشیم
دعایمان کنید! عفیف باشیم
ـــــــــــــــــــــــ
پ.نبه نام خدا
عکس را که دیدم حیفم آمد استفاده نکنم، این آیه به یادم آمد:
قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ۚ ذَٰلِكَ أَزْكَىٰ لَهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ
و این بیت!
و هر دو عالم،قیمت خود گفته ای نرخ بالا کن که ارزانی هنوز ...
نگاه که می کنم! می بینم جقدر گاه ارزان خودمان را می فروشیم!
برای یک دروغ!
برای یک غیبت!
برای یک جایگاه!
برای لحظاتی شاد بودن!
اصلا! برای لحظاتی سختی ندیدن! لحظاتی شاید به اندازه چند ده سال!!!
اما راستی!
چقدر خودمان را ارزان می فروشیم!!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
تفصیلات:
تصویر انقدر برای بنده چشم گیر بود که نتوانم به همین اندازه کوچک بسنده کنم!
عکس را در ابعاد بزرگتر ببینید
به نام او که می فرماید:
ادعونی استجب لکم

قنوت یعنی خود را در دستها نهادن و به خدا تقدیم کردن
راستی دعایمان می کنید در قنوت های. . .
________________
پ.ن
به نام خدا
وقتی دست نیاز می تواند به پیشگاه بی نیاز بی منتها دراز شود، چقدر مضحک - و البته حقیرانه است - که این دست در پیش دیگر دستان نیازمند با هزاران محدودیت دراز شود!
به نام او که فرمود:
لقد خلقنا الانسان فی کبد
آرمان خواهی انسان مستلزم صبر بر رنجهاست

پس برادر خوبم!
برای جانبازی در راه آرمان ها
یاد بگیر که در این سیاره رنج، صبورترین انسانها باشی
۷۱/۱۵/۱ سید شهیدان اهل قلم شهید آوینی

دعا بفرمایید
رنج پرست شویم
و آرمان خواه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن
به نام خدا
سلام علیکم
این پست آدمی را بیشتر نکته ای می اندازد که در گیر و دار تعاملات ماشینی، گاها فراموش می شود، عصری که سوپر من های آمریکایی جای خدا و لاس وگاس های پر زرق و برق، جای بهشت را برای بعضی ها! گرفته است ...
بگذریم آن نکته هم اینکه:
آدمی راحتی و آرامش را در این جهان جستجو می کند، در حالیکه این جهان، اصلا ظرف مناسبی برای آن نیست!
شاید بشر فراموش کرده است که این "دون یا"! تبعیدگاه مخلوقی است که از دستور حضرت اربابش سرپیچی کرده است.
یعنی فراموش کرده است که اصلا برای ماندن به این جهان نیامده است!
و چقدر تلخ است، موجودی که برای بقا خلق شده است، خود را دلخوش به چند روزه ناماندنی می کند و به جای رفع الم و یافتن آرامش و قرار واقعی، خود را به دفع الم و آرامش های تخدیری با مسکن، محدود می کند.
بشری که به دست خود حضرت ارباب و با عنایت ویژه اش آفریده شده است، پشت به همه اینها می کند و همه آمال خود را در این جهان جستجو می کند، زمین را بهشت خود، آمال و آرزو ها را قبله خود و نفس را خدای خود قرار می دهد.
و چقدر تلخ است تماشای اینکه اشرف مخلوقات، او که بالاتر از ملک، شایستگی قاب قوسین یا نزدیکتر را دارد، اینگونه به حضیض کالانعام یا حتی گمراه تر، سقوط می کند!
چقدر تلخ است! وقتی مخلوقی که باید سرمد بی منتها را بستاید و طاعت برد، در برابر یک مخلوق ضعیف و محدود کرنش می کند، اطاعت می پذیرد و تنها برای شاد کردن او! عالمی را با تمام موجوداتش می رنجاند!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ته نوشت:
از نظر ادبی گاه که واژه ایست فارسی، نباید با قیدساز های عربی جمع بسته شود! اما حقیر علاقه فراوانی به این غلط ادبی! و فنی دارم.
**. می گویند عالم دارای شعور است!
یک گناه آدمی بر تمامی جهان تاثیر دارد. حدیثی شنیده ام که اگر فردی گناه نکند، ماهیان دریاها در حقش استغفار می کنند.
حتما فیلم شهادت آب را دیده اید! که چگونه نفس های مختلف بر روی ساختار مولکولی آب اثر دارد!
با این تفاسیر دور از ذهن نیست این احادیث!
در ضمن جمله آخر تعریضی بود بر این جمله که:
آدمی وقتی گناه می کند خداوند، تمام ملائکه و انبیا، اوصیا و... را ناراحت می کند اما وقتی از گناه در می گذرد تنها شیطان را می رنجاند(نقل به مضمون)
به نام...خدا!
خدایا خواهش می کنم که مرا ببخشی!
اگر گمان کرده ام که تو را می شناسم!
اگر انقدر متکبر و گستاخ بوده ام که گفته ام: "مرا با بهشت و دوزخت چه کار؟ من تو را می خواهم"
که اگر تو را به خدایی می شناختم، مگر در محضر ناظر عالمیان، جراتی برای گناه می ماند!
که اگر تو را به خدایی قبول داشتم، مگر دست نیازی پیش غیر تو دراز می شد؟
که اگر تو را به خدایی گرفته بودم، مگر می شد طاعت غیر تو را برد و اطاعت بندگانت را کرد!
خدایا خواهش می کنم که مرا ببخشی!
که تو را نفهمیده ام
که تو را نشناخته ام
که تو را به خدایی نفهمیده ام
که تو را به خدایی . . .
که مشرک بوده ام
و با وجود تو خدایان زیادی را ستوده ام
که بی توجه به تو از آن ها کمک خواسته ام و برایشان استقلالی قائل شدم
که به جای حمد و ثنای تو، اغیار را ستوده ام و به پیشگاه طاغوتیشان کرنش کرده ام
خدایا فقط می دانم که من عاشق زیبایی هایی هستم که تو آفریده ای!
دوستدار طبیعت زیبا، دوستدار خلق خوش، دوستدار محبت، دوستدار...
که همه اینها تو آفریده ای!
خدایا کمکم کن تا بدانمت، بفهممت، بشناسمت!
که در محضر تو جسارت گناه نکنم
که دست پیش غیر تو دراز نکنم
که بدانم علت العلل تویی باقی همه وسیله اند!
که بفهمم! خدا تویی