بسم الله الرحمن الرحیم!
تمام شد!
به همین ســــادگی!
به همین زودی!
به همین بی بهرگی!
.
.
.
و برگشتیم!
الهی!
دستمان خالی است!
و رویمان سیاه و دلمان بی حیا!
اما تو کریم تر از آنی که قابل فهم و وصف من باشد
خودت به فضل و کرمت، دست و دل و رو و فهم و وصفم را درست فرما
__________________
پ.ن
به نام خدا
اولین حرفی که مادرم بعد از دیدنم زد این بود:
" فلانی! چقدر سیاه شدی؟"
به قول حضرت خواجه:
گفت وخوش گفت بروخرقه بسوزان حافظ / یارب این قلب شناسی زکه آموخته بود؟
به نام او که
محول الحول و احوال است

فقط دو روز . . .
ـــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن
به نام خدا
چقدر زود دیر می شود!
حیف!
حیف!
حیف!
یعنی واقعا باید باور کنم این چهل روز به این زودی تمام می شود؟
به نام او
که ایمانش" هی اقوم" است

مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاءَ كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا ۖ
وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ ۖ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ ﴿عنکبوت٤١﴾

و البته! هر کاری که برای خدا نباشد، سست و ناپايدار و رفتني است!
دعا بفرماييد نيت هايمان را خالص كنيم براي او
و با هرچيز و قبلش و بعدش، او را شاهد و ناظر!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن
به نام خدا
سلام علیکم
اینجا فرصت انقدر هست که آدم به کارهایی برسه که در شرایط عادی، شايد نشه با اين فراغ بال انجامشون داد.
يكي از اين كارها كه توفيق اجباري! هست بيداري بين الطلوعينه و قدم زدن و هواخوري در حد المپيك و ...
فضاي پر از سبزي و درخت محوطه دانشگاه با نسيم دلپذير سحري جدا" روح رو نوازش مي ده!
اين چن وقته هر وقت وارد فضاي نيمه خصوصي محوطه خوابگاه مي شم و روي چمن ها و درخت هاش بد مستي مي كنم! بر مي خورم به تارهاي عنكبوتي كه مي خورن به سر و صورتم!
جالب اينكه اين تارها هر روز تنيده و ايجاد مي شن! تقريبا در همون محل هاي قبلي! جاهايي كه ترّدد در اونها زياد است.
اين تارها اغلب منو به فكر فرو مي بره كه:
" تو زندگي هم خيلي از كارهاي ما شبيه كار اين عنكبوت هاست كه با زحمت فراوان چيزهايي براي خودمون خلق مي كنيم كه ماندگاري اونها براي يك شب تا صبحه!"
و چقدر خسران زده خواهيم بود، اگر هيچ كدام از كارهايمان را از ما نپذيرند!
كه خالص نبوده اند
كه خالص نبوده ايم!
هو المومن
هو المهمین

قال رسو ل الله (صل الله علیه و آله والسلام):
المومن فی المسجد، کالسمک فی الماء
و المنافق فی المسجد، کالطیر فی القفس
مومن در مسجد چون ماهی است درون آب!
و ماهی بدون آب مگر چقدر زنده می ماند؟
و منافق در مسجد چون پرنده ایست در قفس!
و پرنده ای در قفس مگر چقدر می تواند آرام و پر آسایش بماند؟
_________________
پ.ن
به نام خدا
سلام علیکم
این عکس که از کاشیکاری مسجد جامع تبریز گرفته شده، خیلی وقت هست که منتظر تظاهراته! اما هر بار ارائه اون به وقتی دیگر موکول شد.
این عکس مربوط به چهارده رجب سال گذشته است اگر اشتباه نکنم.قدمت این مسجد احتمالا به دوره ایلخانی بر می گرده.
منبع حدیث، به روایت وبلاگ ریحانک، کتاب وسائل الشیعه باید باشه. هرچه گشتم اجازه بگیرم، دریچه ای برای ارتباط با ایشون نبود! حداقل در این وقت کم. اما جمله ای زیبا هم داشتند!
ایمان یعنی حاضر شدن تو ، یعنی غایب شدن من !
ــــــــــــــــــ
ما بعد التحریر
این نوشته متعلق به بیستم تیرماه ۸۸ است. دقیقا یک ماه پیش!
الان روبروی حرم آقا امام رضام!
دعا بفرمایید واقعا زائر باشیم!
بسم الله الرحمن الرحیم

گرنه موش دزد در انبان ماست حاصل انبان چهل ساله کجاست
ای دل اول دفع شر موش کن بعد از آن در جمع گندم کوش کن
ــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن
به نام خدا
سلام علیکم
شنیدم یه روحانی می گفت:
آی مردم!
سوراخ های خودتون رو ببندید!
خب! معلومه که با تعجب حاضران روبرو می شه و بعد ایشون ادامه میدن!
ما آدم ها مثل حوضی هستیم که نشتی داره و هر چی هم که آب درون اون بریزیم باز هم به خاطر این سوراخ ها هیچ وقت این حوض پر نمی شه!
آی مردم!
گناه، باعث مي شه كه ما هرچه قدر هم عمل خير و ثواب و نماز و روزه و .... داشته باشيم اما هرگز رو به استكمال حركت نكنيم!
خدايا!
عنايتي فرما تا سوراخ هايمان را ببنديم!
به نام او که
تصویر نیلوفر را بر دل مرداب نقش بست

وقتی آب راکد، بركه پر خس و خاشاك و انباشته از نعش مردگاني پوسيده مي شود! هنر اينست كه بتواني يك نيلوفر زيبا باشي در اين همه زشتي ها!

خدايا زمين و زمانه پر از ديو و دام و دد ا ست
خودت هدايتمان كن و پايمان را در اين طريق هدايت مستدام
يا صاحب الزمان!
الامان الامان من جور الزمان!!!
____________________
پ.ن
به نام خدا
سلام عليكم
اين روزها كه تجربه هايي بسيار دوست داشتني و با ارزش براي آدمي به ارمغان مي آيند، سختي ها و تلخي ها اصلا نديد! مي شوند.
اما اينكه آدمي بتواند خود را تحمل كند و اشتباهاتش را گاهي غير قابل تحمل مي نمايد.
كثرت روابط و برخوردها به هيچ عنوان توجيه مناسبي براي بد رفتاري ها و برخورد هاي نامناسب با خلق الله نيست!
اما گاهي لطف خدا شامل مي شه و تلنگر هايي مي خوري كه بفهمي كلّهم در اشتباهي وچقدر بيراهه رفتي.
همين ديشب بود كه با دوستان قدري تند خويي كردم و بلافاصله چوبش رو خوردم.
گوشي افتاد تو - گلاب به روتون - تو چاه مستراح! و بنده تا جايي كه مي شد خم شدم تو اون سوراخ ....( توضيح ندادنش به گمانم بهتر باشه!)
اما همين ماجرا سه درس اخلاقي خوب برام به همراه داشت:
1. از هر دست كه بدي از همون دست ميگيري!
يعني اين دنيا با همين ظرف محدود و اندكش، وسيله اي مي شه براي دريافت پاسخ هاي وضعي به اعمال و كردارهاي تو.
2. پول و ابزار آلات!(بر وزن جواهر آلات) و اين چيزها ( مخصوصا ابزار هاي ارتباطي!!!) انقدر براي آدم مهم هستند كه آدمي كارهايي رو كه نمي تونه تصور كنه براي حفظ اونها انجام بده!
3. بعد از اينكه جستجوي ما در اون سوراخ.... بي نتيجه تمام شد، اوصاف اون دستي كه به آن سوراخ كذا! دراز شده بود، ناگفته پيداست!! اما مهمترين نتبجه اي كه به يكي از دوستان هم عرض شد اينه:
اين كثافاتي كه روي بدن ما مي شينن، با كمي شستشو به سرعت از بين مي رن، اما با دلي كه پر از نجاسات و كثافات و اين چيزها شده چه بايد كرد!
و چه مشمئز كننده است وقتي اين همه پليدي، هر لحظه و هر جا كنارت و همراهت باشه ويا اصلا همه اونها خودت باشي!!!
دعا كنيد به آب توبه اين جايگاه زشتي رو پاك كنيم و به زلال يادش اون رو مصفا
تعارفي در كار نيست!
خيلي خيلي محتاج دعاييم
ــــــــــــــــــــ
تكمله:
شب نيمه شعبان را بعد از شبهاي قدر از نظر قدر و منزلت، بالاترين شبها دانسته اند كه محل استجابت دعاست.
مارا فراموش نفرماييد در احياي عاشقانه و شبانه!
به نام خدای بقیة الله (عج)

همه هست آرزویــم که ببینم از تــو رویی
چه شود اگر که من هم برسم به آرزویی!
بشكست اگردل من به فداي چشم مستت
سر خـــم مي سلامت شــكند اگــر سبوئي
همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نه بنشين كنار جويي!
سخت٬ چون همیشه تمنای دعایمان جدی است
ـــــــــــــــــــــــ
پ.ن
السلام عليك حين تقوم
السلام عليك حين تقعد
السلام عليك حين تقرأ و تبين
السلام عليك حين تصلي و تقنت
السلام عليك حين تركع و تسجد
السلام عليك حين تحمد و تستغفر
السلام عليك حين تهلل و تكبر
السلام عليك حين تصبح و تمسي
السلام عليك في اللَّيْلِ إِذا يَغْشى وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى
السلام عليك بجوامع السلام
باسمه تعالی
۱.
بوى كبر و بوى حرص و بوى آز
در سخن گفتن بيايد چون پياز
۲.
وقت خشم و وقت شهوت مرد کو
طـــالب مـردی چـنینم کــو بــه کو
۳.
امام علی علیه السلام:
اشجع الناس من غلب هواه؛ از همه مردم شجاعتر کسی است که بر هوای نفسش غالب شود
نتیجه:
حالا دیگر فهمیده ام، که چقدر صداقت و خلوص می تواند، بر عمق اثر کلام بیفزاید و هر حرفی به صرف زیبایی حتی اگر اثری داشته باشد، نافذ نیست.
حالا دیگر می توانم بگویم،منشأ قدرت از عمق اعتقادات است و نه از اعتبارات قراردادی.
حالا دیگر می توانم بگویم خلق الله، دانسته یا نادانسته، میزان خلوص آدمی و حرفهایش را می سنجند و متناسب آن جواب می دهند.
حالا دیگر خوب می توانم بفهمم که چرا باید از تو عاجزانه بخواهم که صاف و خالص و زلالم کنی و خجالت بکشم از همه آن دعاهایی که کردم اما هم تو می دانی دروغ گفتم و هم خودم.
حالا دیگر باید دعا کنم کمکم کنی مخلَص شوم
نه به خاطر هیچ کسی! که تنها و تنها به خاطر تو
که عاشقانه بگویم:
ایاک نعبد و ایاک نستعین
به نام او که خدای بدها هم هست!
اِلهى وَ قَدْ اَفْنَيْتُ عُمْرى فى شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ وَ اَبْلَيْتُ شَبابى فى سَكْرَةِ التَّباعُدِ مِنْكَ
خدای خوب من!
آنقدر غرق در پوچی و بی ایمانی شدم که همه عمرم در ندیدن و نفهمیدن تو سپری شد و بر باد رفت. و سرمایه جوانیم را در عیش و مستی دوری از تو خراب کردم.
اِلهى فَلَمْ اَسْتَيْقِظْ اَيّامَ اغْتِرارى بِكَ وَرُكُونى اِلى سَبيلِ سَخَطِكَ
خدای مهربان من!
چنان به لطف و کرمت غرّه بودم که اندک اندک راه به بیراهه بردم و به سوی خشم تو متمایل شدم
اِلهى وَ اَنَا عَبْدُكَ و َابْنُ عَبْدِكَ قائِمٌ بَيْنَ يَدَيْكَ مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ اِلَيْكَ
خدای خوب من!
من ِ کوچک ِ حقیر، بنده و بنده زاده تو ام که امروز باز با کوله باری از گناه،با سری شرمسار و به زیر افکنده به درگاه بخشش بی منتهایت آمده ام تا تو را به کرمت بگیرم
اِلهى اَنَا عَبْدٌ اَتَنَصَّلُ اِلَيْكَ مِمَّا كُنْتُ اُواجِهُكَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْيائى مِنْ نَظَرِكَ وَ اَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ اِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ
خدای نازنین و صبورم!
باز هم آمده ام تا در چشمه محبت و قربت، آلودگی ها و بی حیایی های خودم را بشویم و باز! از تو بخواهم که مرا ببخشی، که بخشش و عفو صفت همیشگی خدای کریم و مهربان منست.
اِلهى لَمْ يَكُنْ لى حَوْلٌ فَانْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ
خدای آشنای من!
ارده ام ضعیف، نفسم پر اشتها و شیطان پر وسوه است. در برابر آنها ضعیف و خوارم، قدرت آنکه بتوانم در برابر نافرمانیت بایستم را ندارم،
اِلاّ فى وَقْتٍ اَيْقَظْتَنى لِمَحَبَّتِكَ وَ كَما اَرَدْتَ اَنْ اَكُونَ كُنْتُ
مگر اینکه خودت با دست محبتت بیدارم کنی، زیبایی و زشتی خوبی و بدی را نشانم دهی و کمکم کنی آن گونه که خودت می پسندی باشم.
اِلهى اُنْظُرْ اِلَىَّ نَظَرَ مَنْ نادَيْتَهُ فَاَجابَكَ وَ اْستَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَاَطاعَكَ
خدای دوست داشتنیم!
چه می شود همانطور که به بندگان خوب ِ خوب ِ خوبت توجه می کنی، به من هم نگاه کنی؟
آن بندگانت که وقتی می خوانیشان، جوابت می دهند و از صمیم جان لبیکت می گویند.
آن بندگانت که وقتی به کاری امرشان داده ای، خالصانه فرمانت برده اند.
اِلهى هَبْ لى قَلْباً يُدْنيهِ مِنْكَ شَوْقُهُ وَ لِساناً يُرْفَعُ اِلَيْكَ صِدْقُه ُوَ نَظَراً يُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ
خدای پرستیدنی من!
دلی برایم بده که عاشق تو باشد، آنقَدَر مشتاق که مرا به تو نزدیک و نزدیکتر کند.
و زبانی پاک و صادق، که شمیم صدق و صفایش به سوی تو بالا آید.
و دیده ای بصیر و حق بین، که زلال حقیقتش او را به سوی تو نزدیک گرداند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن
به نام خدا
سلام علیکم
*. با همه بدی هایم خدای خوبی مثل او دارم، چرا امید بخشش نداشته باشم؟
**. ادعیه از مناجات شعبانیه است با ترجمه ای آزاد.
***. محض رضای خدا این جامانده ی از کاروان رانده را دعای فراوان کنید!
۱۲ تیرماه ۸۸ تبریز - در یک شب مهتابی
باید که شفا خواست! باید که شفا یافت

با همه بي سر و ســــــاماني ام
باز به دنــبال پــريشـــــانـي ام
طاقت فرسودگي ام هيچ نيست
در پـي ويـران شــدني آنـي ام!
آمـــده ام بلكـــه نـــگاهم كنـــي...
عاشـق آن لحــظـه طوفانـي ام
دلخوش گرماي كسي نيــــــستم
آمده ام تا تـــو بـــسـوزانــي ام
آمــــده ام با عـــطــش ســـالــهـا...
تا تو كمي عشق بنوشاني ام
ماهــــــي برگشته ز دريـــــا شدم
تا كه بگيــــري و بمــــيرانــي ام
خوب ترين حادثه مي دانمت...
خوب ترين حادثه مي دانمت...
خوب ترين حادثه مي دانمت...
دعایمان که می کنید؟
ـــــــــــــــــــــ
پ.ن
این شعر را از وبلاگ هیچ به عاریه گرفته ام