به نام او که همیشه همراه است
شبی تا سحر پر از انتظار
یک تماس! یک زنگ !
و عطر یک احساس! حرم!
راستی بوی حرم حتی از این سیم های مسی نیز می گذرند
و انتظار
و باز هم انتظار
و ناگهان یک تماس! یک زنگ
تا بخودت می جنبی صدای پر از دلتنگی، همه برنامه هایت را به هم می زند!
و چقدر ماندگار می شود: دلتنگی و بغض و رضا
و روایت های آن گلهای ضریح! که تمام این شب به امید رسیدن به آنها انقدر طولانی می شود.
. . . و اما هزار کیلومتر این سو تر! از پشت این سیم های مسی! فقط می توان همدل بود، فقط می توان همصدا بود
. . . و امروز دیگر سیم های مسی برای همصدا بودن توانی ندارند!
امروز فقط باید بتوانی سیم هایت را به جای دیگری اتصال دهی!
جای شکرش باقیست همدلی به هیچ چیزی نیاز ندارد! نه به زنگ نه به سیم و نه . . .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن
یک شب - آذر ماه ۸۶ - حرم امام رضا(ع)

من از تبار سر سپردگان مشرقم
من از دیار عشق سر بلند کرده ام
و کعبه ی ضمیر من، شریف کعبه ایست
بیا بگو : خدا میان قلب های مومن است!
بیا بگو : که قلب های ما همیشه مومن اند
به دوستی! بیا بگو!
اسفند ماه ۸۷
آستان حضرت رئوف - باب الجواد
ـــــــــــــــــــــــ
پ.ن
آدمی گاهی گمان می کند انقدر حرف برای گفتن و نوشتن دارد که ...
اما تا زبان می گشاید می بیند! نه!!! و چقدر نوشتن در این "گاه " های پر حرفی سخت می شود!
بگذریم:
و یک هدیه :
کسی می تواند از سیم خاردارهای دشمن عبود کند که در سیم خاردار های دلش گیر نکرده باشد
دعایمان فرمایید این مزرعه مین و این سیم های بی شکوفه پر خار را مهار کنند، درو کنند و از بیخ و بن بر کنند
دعایمان فرمایید دلهایمان پر از شکوفه های خواستن شوند
دعایمان کنید گیر نکنیم و رها پر بگشاییم
بسم الله الرحمن الرحمن
الهی!
مُهرم سیاه شد، دریغ که رویم سپید نشد
و هزار حسرت و افسوس که کارهایم خالص نشد و هر بار شائبه ای، اخلاص را از من ربود و عملم را آلود.
الهی!
اراده ای عنایت فرما تا خویشتن را در مسیر اراده ات قرار دهیم
و بخواهیم آنچه تو خواسته ای و دوست بداریم آنچه تو می پسندی
الهی!
نیت های مارا خالص فرما
و ما را از شر این اژدهای پر اشتها، این نفس پر هوس، به ساحل تسکین حضرتت راهنما و دستگیر باش
الهی!
. . .