دلم شكسته تر از شيشه هاي شهر شماست . . .

عاقد دوباره گفت: " وکيلم؟..." دلش شکست
يعني به قاب عکس، اميدي دگـــر نبود
گفتند: رفته گل ... نه !... گلي گم . . . دلش گرفت!
يعني که از اجازه ي بابا خبر نبود !
هجده بهـــــار منتظرش بود و برنگشت
آن فصل هاي سرد که بي دردسر نبود!
اي کاش نامه ای، خبري؛ عطر چفيه اي
روياي دخترانه ي او بيشتر نبود!
عکس پــــــدر، مقابل آيینه، شمعدان
آن روز دور سُفره، بجز چشمِ تر نبود!
عاقد دوباره گفت: " وکيلم؟..." دلش شکست
يعني به قاب عکس، اميدي دگـــر نبود
او گفت: با اجازه ي بــابــا . . . ولی نشد!
شکست بغض آینه ها،این درد کم نبود

خدايا
مارا در رسيدن به خودت تا انتها ياري فرما
و توفیقمان ده بی نتیجه از دنیا نرویم
به مرگ ننگ و سیاه و زرد !
اللهم اسئلک موجبات رحمتک!
________________ به نام خدا
چقدر سخت است تصور چنین لحظاتی!
لحظه های شیرینی آغشته به بغض و آه و حسرت!
لحظه هایی سخت برای عروس !
و سخت تر برای داماد!!!
نمی دانم اگر موقعیت حضور در آن لحظه را داشتم، داستان چگونه بود؟!!!
نمی دانمامتحان سختی است
هرچند زلال و ساده و پاک!
اما دلی به وسعت ابرها می طلبد
قسمت نبود شاید مجال این حسرت!
خدااوند به ما توفیق قدر دانی و خدمتگزاری به شهدا و فرزندان شهدا را عنایت فرماید.
و به فرزندان شهدا - آن میراث داران و میراث بانان آنان - شایستگی و ثبات قدم برای پیروی آن مردان مرد و عارفان مرتزق در "عند ربهم یرزقون".
انشاءالله
موخره:
*عکس های میانی و آخری را به ترتیب از اینحا، اینجا و اینجا به عاریه گرفته ام.
شعر را هم از اینجا با قدری تغییرات!
باشد که حلالمان کنند
**توضیح در مورد عکس میانی اینکه : گویا مراسم ازدواج دختر سردار شهید تقی (عین الله) ورکش است بر سر مزار پدر .
سایر عکس ها را می توانید از منبع خبر ببینید
به نام او که به سینه ها نزدیکتر است!

اپیزود اول:
abdebad: دلتنگی که با کسی شوخی ندارد
اپیزود دوم:
abdebad: جایی به من دهید تا کمی دلم را باز کنم
دعایمان کنید
خداوند از ما بگذرد و بعد از این جهان بگذریم
دعایمان کنید
هر آیینه بدانیم، هر مرگ! هشداریست به ما!
دعایمان کنید
دلتنگی هایمان از دل نهادگی هایمان به این دنیا نباشد!!!
دعایمان کنید
______________
پ.ن
یک شب، با دوستان، یک جای خوب!



