به تماشا سوگند
و به آغاز کلام
و به پرواز کبوتر از ذهن
واژه ای در قفس است

به سراغ من اگر می آیید، پشت هیچستانم . پشت هیچستان جایی است
آن دم که آدم و حوا را ساخت!
عشق تکوین یافت.
سلام
به کی راستی؟
اومممممممم
چه سوالیه!!خوب اول به حضرت صاحب
سلام على آل ياسين السلام عليك يا داعى الله و . . .
. . السلام عليك حين تركع و تسجد. . .
و یه اعتراف شیرین!
با این که اعتراف همیشه سخت و تلخ بوده اما ...
نمی دونم شاید اصلا نباید میگفتم اعتراف ٫ شهادت اگر هم مناسبتره اما از دهنم پرید دیگه کاریش نمی شه کرد
يا مولاى انى اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و ان محمدا عبده و رسوله لا حبيب الا هو و اهله و اشهدك يا مولاى ان عليا امير المؤمنين حجته و الحسن حجته و الحسين حجته و على بن الحسين حجته و محمد بن على حجته وجعفر بن محمد حجته و موسى بن جعفر حجته و على بن موسى حجته و محمد بن على حجته و على بن محمد حجته و الحسن بن على حجته و اشهد انك حجة الله انتم الاول و الآخر و ان رجعتكم حق لا ريب فيها
و سلام به تو رهگذر!
به تویی که اومدی و مهمون خونه دلم شدی!
از خدا می خوام انقد بهش وسعت بده تا زیره پای تک تکتون ٫ فرشش کنم و بنازم که یک عرشی بر دل یک فرشی ! پا گذاشت (فنره احساسه من در رفت
)
و سلام به خودم
منی که اومدنم به اینجا شاید برای پیدا کردن خودمه
اومدم درو باز کنم تا با آفتاب مهرش ! سیاهچاله دلمو ستاره بارون کنم!
و با مهربونیه همسفرام! که هم همسفریم بعده این و هم همسفره! بزنیم تو دله راه شیری!!
و به قول سهراب!
آفتابی لب در گاه شماست
که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد
و باور کنیم
پشت دریا شهریست....